ذبيح الله صفا

804

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

شده بود تا حدود سال 719 ادامه يافته باشد منتهى به صورت منقطع نه پيوسته و مداوم ، چنان كه در سطور آينده خواهيم ديد ؛ و البتّه مانعى نداشت ، و چنين نيز بود ، كه شيخ بعد از دو سال مجاهدت اوّليه به نيابت از مراد خود براى ارشاد و تعليم خلق بموطن خويش بازگشته باشد ، ولى بااين‌حال هرچندگاه يك بار براى تجديد مراتب ارادت و كسب فيض به خدمت شيخ خود مىرفت و از آنجا به زيارت حج و سير در وادى قدس و شام و نظاير اين اماكن مىپرداخت و سپس بمركز تعليم و ارشاد خود بازمىگشت . اگرچه نويسندگان احوال علاء الدوله مانند جامى و دولتشاه و خواندمير و قاضى نور اللّه و ديگران دربارهء ادامهء ارتباط وى با دربار ايلخانى بعد از سال 687 كاملا سكوت كرده‌اند ولى چنان كه از سطور آينده روشن مىشود ارتباط شيخ با دربار ايلخانان ، در عين سلوك و ارادتش در خدمت عبد الرّحمن اسفراينى و نيز در عين تعليم و ارشاد در موطن خود ، بوجهى كه كاملا معلوم نيست ، ادامه داشت زيرا در ديوان او بمدايح و يا اشاراتى بنام بعضى از آخرين ايلخانان بزرگ و وزراى آنان بازمىخوريم « 1 » . فصيح خوافى « 2 » تصريح دارد براينكه انقطاع كلّى علاء الدوله از خدمات دربارى

--> ( 1 ) - چنان كه در ابيات ذيل اشاراتى به اولجايتو خان محمد خربنده ( خدابنده ) و سلطان ابو سعيد بهادر خان و خواجه نظام الدين يحيى و نظام الملك تاج الدين عليشاه وزير ديده مىشود : خردمند خربنده شاه جهان * بدور تو گردد جهان آبدان از ميان دل و جان كرد علا دوله دعا * گفت اى شاه مبارك پى ديندار سعيد سال و ماه و شب و روز تو چو عيد نوروز * هست فرخنده وز آن دست فنا باد بعيد نظام الدوله والدين خواجه يحيى * علاء الدوله مىگويد دعايت نظام الملك تاج الدين عليشاه * نهى بيرون ز خاطر گاه‌وبيگاه وزارت وزر باشد شو از آن دور * كه تا باشى ز نزديكان درگاه ( 2 ) - مجمل فصيحى بتصحيح آقاى محمود فرخ ، مشهد 1339 ص 14